دختر تهنا
اين شب ها چشم هاي من خسته است، گاهي اشك، گاهي انتظار، اين سهم چشم هاي من است!
كجا بودى وقتى غريبى و درد~~~~داشت من تنها رو ديو ونه می كرد كجا بودى وقتى تو رو مى خواستم~~~~كه دستات آروم بشينه تو دستم كجا بودى وقتى كه گريه كردم~~~~از تو به آسمون گلايه كردم كجا بودى ببينى من می سوزم~~~~عين چشات سياهه رنگ روزم كجا بودى وقتى ديو ونت بودم~~~~وقتى كه بى قرار شونت بودم نبودى پيش من بى ستاره ترك می خورد دلم با يه اشاره كجا بودى وقتى كه پر پر شدم~~~~سوختم واز غمت خاكستر شدم كجا بودى ببينى خستگيمو~~~~آب شدن شمعاى زندگيمو كجا بودى وقتى بايد مى موندى~~~~غصه مو از لحن صدام مى خوندى كجا بودى ببينى بى ستاره م~~~~ببيمى جز تو کسی رو ندارم. نبودى پيش من بى ستاره ترك می خورد دلم با يه اشاره چشم من به در مونده تب دنيامو لرزونده هر بارون پاييزى صد بار منو گريونده از بس نبود ى مردم هر چى غصه بود خوردم هر شب كه نبود ى تو من ستاره مى شمردم مرده آرزوم ، خستم اين دروغه كه هستم فكر نكن كه آسونه فكر نكن كه نشكستم مرگو با چشام ديدم راست مى گم نترسيدم با نبودنت هر روز صد مرتبه جون مى دم گريه مال خلوت نيس عشق تو يه عادت نيست از نبودنت مى گن من مى گم سعادت نيست خيلى وقته غمگينم تا سپيده مى شينم تو خوب منو مى بينى من تو رو نمى بينم با همه شب و روزم چش به جاده مى دوزم
نيستى چاره اى هم نيس ذره ذره مى سوزم غرور نذاشت بهت بگم قد خدا دوست دارم حالا نشستم يه گوشه دارم ستاره مى شمارم تنهايى عين يه تبر شكسته برگ و ريشه مو سوزونده آفت غرور از حالا تا هميشه مو اگه بهت گفته بودم حالا تو مال من بودى من تو خيال تو بودم تو، تو خيال من بودى انگار كه تقدير نمى خواست تو در كنار من باشى منم بهار تو باشم ، تو هم بهار من باشى بايد يكى از ما دو تا غرورو مى گذاشت زير پا آروم به اون يكى مى گفت يه عاشق واقعى باش جدايى دستاى ما يه اتفاق ساده نيست سواره هرگز باخبر، از غصه ى پياده نيست حالا كه من تنها شدم قدر چشاتو مى دونم ولی نمی شه کاری کرد همی شه تنها می مونم کاش تویه دنیا هیچ کسی قربونی غرور نشه راه دوتا پرنده کاش هیچ روزی از هم دور نشه... بگذار همه برای این اعتراف تلخ سرزنشم کنند شکست نه برای پنهان کردن است نه بهانه ی پنهان شدن بی ستاره ام و زرد با طعم معطر پاییز که حضورش تنها معجزه ی لحظه های تنهایی من است اگر مى دانستى دل ترك خورده ى من ، با ياد چشمان بارانى ات شكسته تر مى شود هيچ گاه به من پشت نمى كردى اگر مى دانستى هر شب در خلوت شبانه ام به طنين قدمها گوش مى سپارم تا آخرين ستاره در دامان سپيده به خواب برود هرگز نمى رفتى ... به نام تنها کسم که تنهایی ام را فراموش کرد
خدایا... من تنها در میان این همه تنهایی تنهای تنهایم.... و تنها با تنهایی توست که با تنهایی خویش سازگارم. شما با من موافقيد عاشق، اگه عاشق باشه، خوب می دونه كه عاشقى، قشنگ ترين اسارته يكی يه جا نوشته بود، اوج مقام عاشقى به جرأت بوسيدنه، به مدت حسادته شرايط ديوونگى، يكى دوتانيست، به خدا زياده، اما اولش كاراى ضد سنته خونه ى ما تا خونتون اينقدرا دور نيست و ليكن مشكل و درد ما دوتا، نداشتن سعادته يه شب نميدونم چى شد، رد شديد از تو خواب من ازاون به بعد همش مى گم خوابم يه جورعبادته تصورش خب مشكله، كه ما كنارهم باشيم ، نمی رسيم به همديگه، تلخه ولى حقيقته زيبا، سفر به خير ولى زودتر بيا، دارم درانتظار تو ديوانه مى شوم يا تو به خاطر دل من زودتر بيا يا من به خاطر تو... از اين شهر مى روم نشد يه قصرى بسازم پنجره هاش آبى باشه من باشم و اون باشه و يك شب مهتابى باشه نشد يه جا بمونه و آخر بشه مال خودم حتى يه بار يادش نموند ماه و روز تولدم باور نكرد يه مژه شو به صدتا دنيا نمى دم يه تارمو خواستم نداد،گفت به تو دريا نمى دم نشد منم واسه يه بار به آرزوهام برسم گذشته كار از كارمون، ديرشده به خدا قسم نشد شبى يه بار واسش يه فال حافظ نگيرم نشد تو روياهام واسش روزى هزاربار نميرم نشدبرم ،نشد نره،نشد بخواد، نشد بياد نشد ولى شايد بشه، واسم دعاكنيد زياد... مدت ها بود كه مى خواستم رازى را كه درسينه دارم به تو بگويم، اما نتوانستم دوست داشتم زمانى كه از كنارم مى گذرى اين راز را در چشمان عاشقم بخوانى ولى تو با بى اعتنايى مى گذشتى تا اينكه امروز قلم را برداشتم تا از بى مهريت بنويسم.! ولى وقتى قلم را از روى كاغذبرداشتم. ديدم نوشته ام... (باتمام وجود دوستت دارم) اگر از هم جداييم، بی مهرى هميشه كار دنياست!

چی کار کرد این دل سادم که از چشم تو افتادم...![]()
.

![]()
![]()
![]()
| Design By : Night Skin |










